♠♠♠ یعنی به بابام نمیگن ♠♠♠

کاش که تو رو سرنوشت ازم نگیره....

 

یه سالی میشه این وبو دارم...

هر روز با ۱۰ تا آدم جورواجور دوست شدم یا حداقل آشنا شدم....

دوستام هر رو بیشتر میشدن ولی همیشه جایه یکی واسم خالی بود....

اون جایه خالی هنوز خالیه.نمیدونم شاید کسی که جاش خالی شده واسم، خودم باشم...

شاید خودمو گم کرده باشم...هر وقت میدیدم کسی ناراحتی داره سعی میکردم پیشش باشم

حتی اون کسی یه روزی بهم خیانت کرد....ولی نذاشتم خودش بفهمه...

گفتم شاید اونم یه روزی بتونه بهم کمک کنه.ولی هیچوقت نفهمید کی بودم...

بی خیال....   فعلا حالم زیاد خوش نیس دارم دری وری میگم....

ولی نمیخوام دیگه به اون حاله ۱ ماه پیشم برگردم....

واسه همین شاید یه چند روزی نباشم....  شاید هم همین بعد ظهر دوباره آپ کنم....

دوستون دارم خیلی زیاد.... باییییییییییییییییی 

 

عذابم میده این جایه خالی

 زجرم میده این خاطراتو

 فکرم بی تو داغونو خستست

 کاش بره از یادم اون صداتو

[ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 ] [ 10:59 ] [ جونــــــیــــــــور ] [ ]